سلام:

امروز هم رفتم؛8 تا 13 تربیت بدنی 2 داشتم 

به من گفت : "اشکال نداره" استاد نیومده ؛ امروز کلاس تشکیل نمیشه.

اگزکتلی مثل "دل بخواهیه" که هفته ی پیش شنیدم!!! 

8 تا 13 بیکار گشتیم آف کرس میشه گفت که خب آدم میتونه کار مفید بکنه باااااات....

وقتی حس معطلی و بلاتکلیفی به آدم دست میده هیچ کاری نمیتونه بکنه ، چون همش منتظری که تموم شه .

حالا این هیچی ساعت 1 و نیم کلاس تاریخ تمدن داشتم ، استادِ ساعت 2 و ربع تشریف اوردند و 2 و 45 دقیقه گفتند که برید دیگه من امروز  باید برم جایی...از هفته ی بعد.

نمیدونم چرا این ها انقدر احساس مهم بودن میکنن و فکر میکنن زندگی شخصیشون برای ما مهمه، حتی این که اسم بچه هاشون چیه.

حالا نیم ساعت هم بالشیت میگه ها ، مثلا از این که ،فرهنگ ها رُ هم تاثیر میگذارن و چه کلماتی وارد زبان ما شدند.

خدایی که این سوشال مدیا چه میکنه ها !! اینا اگه نبودند حرفی هم برای همین کلاس های نیم ساعته نمی موند.

خدایی ش اَت آل کار سختی نیست بالشیت گفتن ، همین من می تونم ساعت ها 

.

آف کرس اگه حوصله کنم و بر تنبلی خود غلبه کنم.

بدیه ترم تابستون و کلاس های با تعداد کم همینه ، باید همش نگاه کنی و سرت رُ بالا پائین کنی و حتی به حرف های بی مزشون بخندی و هیچ چیز تلخ تر وسخت تر از این نیست که نیم ساعت مداوم به ی احمق نگاه کنی...

نمیدونم اونا چی فکر میکنن ولی من خودم به شخصه اگه بخوام کسی رُ "خر" کنم این طوری ها تریت میکنم.

و من الان ی خر فابریک هستم.

تامام.